فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

489

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

يافتند سفير به ناقلان اين‌گونه اخبار زيانهائى را كه در صورت عدم صحت آنها متوجه مخترعان و جاعلان مىشد تذكر مىداد . سرانجام با رسيدن اولين كشتى حامل قسمتى از پادگان هرمز ، مردم از شادى دروغينى كه ذهنشان را انباشته بود تهى شدند و پس از آن بود كه سراسر شهر در سكوت مطلق فرو رفت و دستخوش اندوهى جانكاه شد . * * * سراسر زمستان را در انتظار كشتيهاى پرتغالى مانديم ، چه فكر مىكرديم با نايب السلطنه و دن‌آلونسو دنورونيا در موزامبيك بسر مىبرند . اما چون پيش از آن از طريق دن فرانسيسكو كورينيو « 351 » كه حاكم گوآ وى را براى خبر گرفتن به ساحل حبشه فرستاده بود ، مطلع شديم كه نه كشتى نايب السلطنه و نه كشتى ديگرى از همراهان وى بدان ناحيه نرسيده است ، بنابراين مىبايد در آغاز سال نو در انتظار ورود وى بمانيم اگرچه ، بسيارى معتقد بودند كه چون اين مرد جوان و زيبا پيش از آن دوبار از قبول اين شغل شانه خالى كرده بود و علاقه‌اى به آمدن به هندوستان نداشت ممكن است شخص ديگرى را به جاى وى انتخاب كنند . روز بيست و دوم اوت ، كه هوا هنوز خوب و اسكله مطمئن بود كشتى « سن توماس » به گوآ رسيد . اين كشتى حامل گاسپاردملو و نونو دآكونا « 352 » بود كه شخص نخستين سال گذشته از گوآ به اسپانيا رفته بود و دومين به سمت حاكم گوام و كوتوال موزامبيك انتخاب گرديده بود . اين دو تن خبر آوردند كه نايب السلطنهء منتخب در آخر ماه آوريل گذشته از بغاز ليسبون بدر آمده پس از رسيدن به ساحل حبشه بار ديگر در كار اهمال كرده به ليسبون بازگشته بود و به همين سبب و همچنين بر اثر اصرار گاسپاردملو كه به منظور تسريع در اعزام نايب السلطنه‌اى به هند با شتاب به اسپانيا رفته بود ، به فرمان شاه اسپانيا ، كنت دويدى گوئرائيريو « 353 » مأموريت يافته بود كه به

--> ( 351 ) Don Francisco Courigno ( 352 ) Nuno de Acuna ( 353 ) Comte de vidiguerairiot